چند عامل که به کیفیت زندگی کمک کرده است عبارت است از درامد خانوار ، نابرابری در آمد ، فقر و عوامل دیگر نظیر بیکاری و امنیت شغلی ، تحصیلات ، سلامتی و دسترسی به بهداشت و سایر خدمات اجتماعی (Bartlett , 2010 : 156) .
یکی از عوامل مهم در بهبود کیفیت زندگی در میان جوامع انسانی استاندارد بودن محل زندگی از نظر بهداشت ، اشتغال ، محیط زیست و کالبد می باشد ، به طوریکه رضایت از ویژگی های اجتماعی و اقتصادی و فیزیکی محل زندگی بر رضایت از زندگی بر رضایت از زندگی و کیفیت زندگی افراد تاثیرگذار است (Sirgy and Cornwell , 2002 : 154) .
– برنامه ریزی :
کوششی که در جهت انتخاب بهترین برنامه برای رسیدن به هدفهای مشخص صورت می گیرد ، برنامه ریزی گویند (شیعه ،1369 : 85 ) .
برنامه ریزی عبارت است از ایجاد هماهنگی در یک حرکت جهت دار به منظور بهره گیری از تمامی امکانات موجود برای دستیابی به سطوح بالاتر توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با در نظر گرفتن تعادل اکولوژیکی . بنابراین هدایت به منظور افزایش بازدهی و کاهش خسارت در فضای زیستی از اهداف اصلی برنامه ریزی می باشد ( جهانی ، 1375 : 47 ) .
– برنامه ریزی روستایی:
یک برنامه ریزی روستایی عملی است ثابت که به گونه ای آرمانی تنظیم شده است و جنبه های گوناگونی خواهد داشت و به نحوی مطلوب دارای توازن خواهد بود ( دیوید ا.ام.لی ، استاد جغرافیا) .
برنامه ریزی روستایی تعیین یک طرح مشخص و یک الگوی صریح جهت توسعه و شکوفایی زندگی روستایی با پیش بینی و آینده نگری مسائل خاص اجتماعی و اقتصادی جهت توسعه است که نمی تواند بدون توجه به امکانات مادی و انسانی موجود در روستا صورت گیرد ( مولائی ، 1379 : 44) .
– توسعه روستایی :
در نگرش های نوین توسعه که بر توانمند سازی جامعه روستایی و مقوله مشارکت و توسعه منابع انسانی تاکید می شود ، توسعه روستایی را می توان فرآیندی همه جانبه از تحولات رو به تکامل ساختارهای شکل دهنده زندگی روستایی نامید که منجر به ارتقاء سطح زندگی مادی و معنوی روستائیان با عنایت به مقوله پایداری می گردد ( پژوهشکده مدیریت شهری و روستایی ، 1390 : 11 ).
از چند سده اخیر و با رشد پر شتاب صنعت و فناوری در جهان ، عقب ماندگی مناطق روستایی بیش تر عیان گردیده است . از آن جایی که عموما روستائیان نسبت به شهرنشینان دارای درامد کمتری هستند و از خدمات اجتماعی ناچیزی برخوردارند . اقشار روستایی ، فقیرتر و آسیب پذیرتر محسوب می شوند و از همین رو بعضا این عامل منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نیز می شود. علت این امر نیز پراکندگی روستاها ، نبود صرفه اقتصادی برای ارائه خدمات اجتماعی و حرفه ای و تخصصی ، نبودن کار کشاورزی ( کم بودن بهره وری ) و محدودیت منابع ارضی ( در مقابل رشد جمعیت ) و عدم مدیریت صحیح مسئولان بوده است . به همین جهت ، برای رفع فقر بهره وری آنان ، تمهید توسعه روستایی مطرح گردید .
در گذشته برخی مدیران و سیاست گزاران امر توسعه ، صرفا بر توسعه کشاورزی متمرکز می شدند که امروزه نتایج نشان داده است توسعه روستایی صرفا از این طریق محقق نمی شود. روستا جامعه ای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلف است و نیازمند توسعه همه جانبه ( یعنی توسعه روستایی ) است ، نه صرفا توسعه کسب و کار و نظامی به نام کشاورزی .
هر چند باید گفت که از طریق توسعه کشاورزی موفق نیز الزاما توسعه روستایی محقق نمی شود. چون اولا فواید توسعه کشاورزی عاید همه روستاییان نمی شود ( بیش تر عاید زمین داران ، به خصوص مالکان بزرگ می شود ) ، ثانیا افزایش بهره وری کشاورزی باعث کاهش نیاز به نیروی انسانی می شود ( حداقل در دراز مدت ) و این خود باعث کاهش اشتغال روستائیان و فقر روز افزون آنان و مهاجرت بیش تر به سمت شهرها می شود ( امینی ، 1384 : 13 ).
– برنامه ریزی توسعه روستایی :
برنامه ریزی توسعه روستایی استراتژی است که برای بهبود زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه مشخصی از مردم که همان روستاییان فقیرند ، طراحی می شود( بانک جهانی ) .
برنامه ریزی توسعه روستایی جزئی از برنامه های توسعه هر کشور به شمار می رود که برای دگرگون سازی ساخت اجتماعی-اقتصادی جامعه روستایی به کار می رود. این برنامه ها توسط دولت و کارگزاران آنها در مناطق روستایی اجرا می شود. این امر در میان کشورهای در حال توسعه ، که دولت نقش اساسی در تلاش برای تجدید ساختمان جامعه به منظور هماهنگی با اهداف سیاسی و اقتصادی خاص به عهده دارد ، اهمیت بیشتری پیدا می کند ( پاپلی یزدی و ابراهیمی ، 1385 : 53 ).
2-1 – مبانی نظری

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1-1- برنامه ریزی و توسعه منطقه ای
برنامه ریزی عبارت است از یک جریان آگاهانه که به منظور دستیابی به اهداف معین و مشخص ، انجام سلسله اقدامات و فعالیت های مرتبط با یکدیگر در آینده را پیش بینی می کند . برنامه ریزی توسعه منطقه ای فرآیندی است در جهت تنظیم و هماهنگ کردن برنامه های مختلف اقتصادی و اجتماعی با نیازها و امکانات محلی و منطقه ای . در این برنامه ریزی چون مشارکت مردم نیز مطرح می شود می توان آن را برنامه ریزی از پایین به بالا در جهت انطباق برنامه های کلان با ویژگیهای ناحیه ای دانست . در برنامه ریزی و توسعه منطقه ای برنامه ریزان بیشتر به فکر استفاده بهینه از منابع و قابلیت های منطقه و همچنین برطرف کردن عدم تعادل های منطقه ای هستند . در این برنامه ریزی ، برنامه ریزان باید به مشخصاتی توجه کنند که یک منطقه در آینده می تواند داشته باشد زیرا قابلیت منطقه در آینده حکایت از وجود منابع برای توسعه آن مناطق را دارد . در این صورت برنامه ریزان لازم است تا برنامه های خود را متناسب با قابلیت ها و توانایی های منطقه طراحی نمایند. در تعیین محدوده هر منطقه از معیارهای متفاوت و گوناگونی مانند منطقه جغرافیایی ، توسعه اقتصادی ، اداری ، نژادی ، اقلیتی ، مذهبی ، فرهنگی ، مرزهای سیاسی و … استفاده می شود.در برنامه ریزی منطقه ای می توان از اجزای کوچکتری مانند برنامه ریزی محلی که مربوط به یک محل خاصی از یک منطقه یا ناحیه می باشد نیز استفاده کرد که در این صورت برنامه ریزی دقیق تر خواهد شد . البته در این برنامه ریزی احتیاج به مشارکت مردمی وجود دارد ( آسایش ، 1381 : 23 ).
رسالت و هدف برنامه ریزی منطقه ای برای عمران و توسعه مناطق تحول و دگرگونی کامل و اساسی در کلیه شئون زندگی اقتصادی ، اجتماعی هر منطقه در جهت رشد ، پیشرفت آبادانی آن منطقه در سطوح شهری و روستایی می باشد ( معصومی اشکوری ، 1367 : 48 ).
لازم به ذکر است برنامه ریزی منطقه ای شامل برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی روستایی می باشد . از آنجایی که جهت برنامه ریزی منطقه ای نیاز به برنامه ریزی در سطح ناحیه داریم ، زیرا هر منطقه شامل چند ناحیه می باشد و جهت برنامه ریزی ناحیه ای نیاز به برنامه ریزی در سطح پایین تر یعنی برنامه ریزی روستایی خواهیم داشت ، در این مرحله به برنامه ریزی روستایی می پردازیم ( عاشقی ، 1388 : 21).
2-1-1-1- برنامه ریزی روستایی
برنامه ریزی روستایی فرآیندی است پیچیده که شامل گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل کردن مسائل و حل آنهاست . برنامه ریزی روستایی مثل هر برنامه دیگر اقتصادی و اجتماعی شامل سه مرحله تهیه برنامه ، اجرا و ارزشیابی است ، که هر یک از این مراحل یک بخش مهم از فرآیند برنامه ریزی روستایی را تشکیل می دهد ( سعیدی ، 1390 : 67).
2-1-1-2 – برنامه ریزی توسعه روستایی
واترسون توسعه روستایی را اینگونه تعریف می کند : توسعه و عمران روستایی یک فعالیت چند بخشی مرکب است که شامل توسعه کشاورزی و اجتماعی برای هر فرد روستایی است .
همچنین از نظر جرج اکسین توسعه روستایی عبارت است از اعلام وعده ارزشمند افزایش شخصیت و اعتبار زندگی روستایی و تغییر زارع روستایی فقیر به یک کشاورز مترقی و علمی و در همان حال تهیه کیفیت زندگی بهتر ، تغذیه مناسب تر و عرضه منظم و بیشتر مواد غذایی برای ساکنان شهرها و با قیمت ارزانتر .
اصولا هیچ کاری نمی تواند بدون اندیشه قبلی و تعیین مشی صریح برای دستیابی به هدفی از پیش تعیین شده باشد ، با در نظر گرفتن این اصل کلی ، توسعه مناطق روستایی نمی تواند بدون برنامه ریزی صورت پذیرد به همین خاطر برنامه ریزی و توسعه روستایی توام می باشند ( مولائی هشجین ، 1379 : 45 ).
2-1-1-3 – نظریات توسعه منطقه ای

نظریه های توسعه منطقه ای به طرح هدف ها و راهبردهایی می پردازند که در چارچوب خرد و منطق نظریه مربوط تحقق توسعه امکان پذیر می شود ( صرافی ، 1377 : 89 ) . نخستین کوشش ها برای ارائه نظریاتی در مورد توسعه منطقه ای از سوی جغرافیدانانی چون کریستالر و لوش آغاز گردید و پس از جنگ جهانی دوم نیز توسط اقتصاد دانانی چون میردال ، ایزاردو و پرو ادامه پیدا نمود ( هیلهورست ، 1370 : 11)
2-1-2 – رویکردها و راهبردهای برنامه ریزی توسعه روستایی
2-1-2-1 – رویکردهای فضایی – کالبدی
یکی از کاربردهای علوم جغرافیایی در عرصه برنامه ریزی در فضاهای محلی – منطقه ای و ملی و همچنین توسعه روستایی در حوزه مباحث کالبدی – فضایی است . البته گفتنی است که این حوزه فقط اختصاص به علوم جغرافیایی نداشته بلکه موضوعی بین رشته ای است که طیف وسیعی از علوم اجتماعی ، اقتصادی و محیطی اکولوژیک را نیز در بر می گیرد.
توجه به ابعاد مکانی و فضایی برنامه ریزی توسعه روستایی از دهه 1970 شروع شد و تاکنون راهبردهای متعددی در این زمینه ارائه شده است . راهبرد مراکز رشد روستایی ، راهبرد برنامه ریزی مراکز روستایی ، راهبرد توسعه روستا – شهری و راهبرد کارکردهای شهری در توسعه روستایی ، از مهمترین راهبردهای ارائه شده در این زمینه است . در برنامه های عمرانی و توسعه روستایی در ایران چه ر قالب برنامه های پنج ساله و چه در چارچوب طرح های توسعه روستایی در سطوح ملی ، منطقه ای و محلی ، از این راهبردها کم و بیش استفاده شده است. ( رضانی ، 1387 : 111 )
رویکرد توسعه فضایی – کالبدی روستا ، رویکرد غالب در برنامه ریزی های توسعه دولت در بعد از انقلاب اسلامی بوده است . این رویکرد ساخت فیزیکی و کالبدی روستاها را متناسب با شرایط تحول و توسعه جامعه روستایی نمی داند و لازمه تحول و توسعه روستایی را تحول در ساختار کالبدی و فیزیکی آن می داند ( جمعه پور ، 1384 : 158)
2-1-2-2- راهبرد مراکز رشد روستایی
روابط بین سکونتگاه های مرکزی در نواحی روستایی و با حوزه نفوذ آنها به عنوان عامل توسعه یا بازدارنده آن با توجه به نیروهای جذب و پخش در این نظریه تبیین گردید. به طور خاص عوامل جذب برای کنترل و تمرکز جمعیت و فعالیت های اقتصادی – اجتماعی در نواحی روستایی تحت فشار و عوامل دفع به عنوان الگویی برای توسعه نواحی روستایی محروم و دور افتاده مورد توجه قرار گرفت ، البته با توجه به ابهاماتی که در فرآیند آثار جذب و پخش مراکز رشد روستایی مطرح گردید میزان موفقیت آن در برنامه ریزی سکونتگاه ها متفاوت بوده است . مهمترین مسئله در موفقیت مراکز رشد در نواحی روستایی این است که چگونه سکونتگاه های پیرامونی از تمرکز منابع در این مراکز بهره مند خواهد شد . به هر حال ساز و کار انتقال را متاثر می سازد ، برای مثال مشکلات عدم دسترسی کامل می تواند مانعی برای انتشار آثار توسعه باشد و می تواند نقض کننده اثر بخش باشد . به هر حال ، هرچند تصور وجود راهبردی که بتواند مسائل مرکز رشد را برطرف نماید دشوار است ، این نکته را باید در نظر گرفت که شواهد کافی نیز در مورد موفقیت راهبرد مراکز رشد در انتشار آثار توسعه به سکونتگاه های روستایی وجود ندارد . ( رضوانی ، 1385 : 69 )
2-1-2-3- نظریه قطب رشد
این نظریه که ابتدا توسط فرانواپرو مطرح شد ، عمدتا با صنعت سر و کار دارد . وی معتقد بود که جوهر و اصل توسعه صنعتی به یکباره و در همه جا ظاهر نخواهد شد ، بلکه ابتدا در کانون هایی با شدت هایی مختلف ظاهر شده و از طریق مسیرهایی در نقاط معینی آغاز و پخش می شود ، این کانون را وی قطب رشد خواند ( جلالی ، 1370 : 32 )
پرو برای گریز از محدود کنندگی واقعیات جغرافیایی ، فضای اقتصادی را به عنوان میدان عمل جریانهای اقتصادی و بطور مستقل از بستر جغرافیایی آنها تعریف کرد ، یعنی به جای فضای جغرافیایی که از کوهها ، دشتها ، جاده ها ، شهر و روستا تشکیل شده بود ، وی میدان نیرویی را تصور کرد که دارای مراکز ، کانونها و قطب هایی می باشد که از آن نیروهای گریز از مرکز منتشر شده و نیروهای جذب مرکز به آن وارد می گردد که می توان آنها را به صورت بردارهایی نشان داد . این نیروها در واقع جریانات اقتصادی هستند مانند جریان نیروی کار ، جریان حمل مواد اولیه ، جریان سرمایه و حتی می تواند جریانهای اجتماعی مانند حرکت دانشجویان برای تحصیل ، جریان خدمات پزشکی ، جریان اطلاعات ، جریان نوآوری و ابتکار و جریان مراجعه به مراکز فرهنگی باشد . وی تصریح می کند که منظور او از قطب رشد کانون این نیروها نیست ، بلکه مرکزیت رفت و برگشت جریانهای اقتصادی است ، قطب رشد او در فضای اقتصادی و نه در فضای جغرافیایی قرار دارد . البته پرو قبول داشت که قطب رشد در فضای جغرافیایی نیز بروز و عینیت می یابد و قطب رشد موجود در نقطه های مختلف جغرافیایی نیز وجود دارند . ولی این مفهوم بیشتر توسط بودویل گسترش یافت تا ابعاد جغرافیایی را نیز در بر گیرد ( جلالی ، 1370 : 35 ) .
در قطب رشد ، وضع ایده آل اشتغال اکثر جمعیت به فعالیت های غیر بنیادی ( کشاورزی و استخراج معادن ) و نیز فعالیتهای غیر ثانویه ( تولیدات صنعتی ) می باشد . این نظریه امروزه به معنای تقابل افکار افرادی چون پرو ، هیرشمن و میردال است و چون بر طبق مدرنیسم زمانی خود شکل گرفته در دوران معاصر کاربرد چندانی ندارد .
به نظر می رسد مفهوم جغرافیایی قطب رشد در ترکیب مجموعه نظریات پرو ، میردال و هیرشمن شکل گرفت . بودویل در بعد فضایی دادن به مرکز رشد ، آن را مجتمعی از فعالیتها به دو رشته فعالیتهای پیشرو تعبیر کرد و آن را برای القای رشد به مناطق عقب مانده و پیوند آنها با نظام شهری کشور ، راهبرد آزمایشی مناسبی دید ( پاپلی یزدی و ابراهیمی ، 1386 : 203 ) .
قطب رشد را می توان به عنوان مجموعه ای از صنایع تعریف کرد که در یک ناحیه شهری واقع شده و باعث توسعه بیشتر فعالیت های اقتصادی در ناحیه حوزه نفوذ خود می شود. نظریه قطب رشد همانند نظریه مکان مرکزی هم برای درک ساختار یک منطقه و هم به عنوان چارچوبی برای پیش بینی تغییرات این ساختار و همچنین به عنوان یک استراتژی برای توسعه منطقه ای بکار رفته است ( اجلالی ، 1370 : 33 ) .
طبق این نظریه زمانی که رشد اقتصادی در یک کانون به وجود آید ، این رشد و توسعه در همه نقاط ناحیه گسترش می یابد و همه سطوح ناحیه ای از برنامه ریزی توسعه بهره مند می شوند ، در حالیکه در نواحی جغرافیایی کشورهای جهان سوم ، موانع طبیعی ، اجتماعی ، اقتصادی و حتی سیاسی آنچنان زیاد است که نمی گذارد تاثیرات برنامه ریزی توسعه در همه نقاط ناحیه گسترش یابد و چون تنها در قطب معین سرمایه گذاری می شود ، همه مهاجران روستایی و غیر روستایی به این قطب جذب می شوند و مهاجران روستایی و غیر ماهر می توانند تنها در این بخش غیر رسمی ، محل اشتغال بیابند . بدین سان اجرای طرح های مربوط به قطب رشد در کشورهای جهان سوم به شهرگرایی کمک می کند و اختلاف میان شهر و روستا و مادر شهر و شهرهای میانی و کوچک را بیشتر می سازد ( شکوئی ، 1373 : 479) .
2-1-2-4- نظریه مرکز پیرامون

  • 1
دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید